|
|
|||||
|
|
|||||
|
سه شنبه ، 1 ارديبهشت 1388 گزارش ماهانه : یکماه با نقض حقوق بشر در ایران هفته ی پایانی فروردین ماه همراه با صدور حکمهای سنگین زندان و شکستن چند حکم سنگین زندان همراه بود. از خبرسازترین موارد نقض حقوق بشر در ایران حکم سنگین 8 سال زندان رکسانا صابری و در پی آن نامهی محمود احمدی نژاد به قوهی قضاییه مبنی بر رعایت «عدالت» در مورد وی و حسین درخشان بود. همچنین احتمال اجرای حکم دلآرا دارابی نوجوانی که در سن 17 سالهگی به اتهام قتل محکوم به اعدام شده بود، واکنشهای اعتراضی مختلفی را برانگیخت. شکستن حکم اعدام سه زندانی سیاسی عقدیتی نیز از دیگر خبرهای مهم این هفته بود. در روز 22 فرودین ماه سازمانهای بینالمللی در طی نامهیی به محمود احمدینژاد خواستار آزادی عالیه اقدام دوست شدند. آنها در این نامه آوردهاند؛ « ما به شدت به دستگیریها، بازداشتها و محاکمهی همهی مدافعان حقوق بشر معترض هستیم. دستگیری و محاکمهی مستمر مدافعان حقوق بشر که به طور مسالمتآمیز خواستار آزادی بیان هستند با تعهدها و الزامهای ایران در قوانین بین المللی مغایرت دارد.» در خبری دیگر علیرضا فیروزی از اعضای مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران با پروندهی جدیدی مبنی بر وبلاگنویسیاش روبهرو شد. همچنین هاله هوشمندی از زندانیان بهایی شیراز که از اسفند ماه گذشته در زندان به سر میبرد، طبق گزارشهای منتشر شده در وضعیت وخیم جسمی به سر میبرد. در این روز حکم اعدام هیوا بوتیمار روزنامهنگاری که به به اعدام محکوم شده بود، شکست. وی به اتهام « محاربه و اقدام علیه امنیت کشور» به اعدام محکوک شده بود. در این روز ۳ دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل دست به اعتصاب غذای نامحدود در صحن دانشگاه زدند. صدها دانشجوی دانشگاه صنعتی بابل نیز در اعتراض به فشارهای وارده از سوی دولت احمدی نژاد بر جنبش دانشجویی دست به تحصن زدند. در خبری دیگر صالح ملاعباسی و محرم کامرانی از فعالین مدنی آذربایجانی در اهر به دادگاه انقلاب این شهر احضار شدند. این دو پیشتر در فروردین ۸۵ با قید وثیقه از زندان آزاد شده بودند. در خبری دیگر صادق محصولی وزیر کشور بر لزوم تشدید طرح امنیت اجتماعی تاکید کرد. و بالاخره اینکه رورناک صفارزاده پس گذراندن بیش از 15 ماه بازداشت به 6 سال زندان محکوم شد. وی از اتهام محاربه تبرئه شد. خانم سرور سروریان یکی از شهروندان بهایی ظهر این روز در منزل شخصی خود توسط نیروهای امنیتی در شهر همدان بازداشت شد.
در 26 فروردین ماه در حالی که دانش جویان دانشگاه بابل پنجمین روز اعتصاب و تحصن خود را سپری میکردند، گروهی از دامداران در مقابل وزارت بازرگانی دست به تجمع اعتراضی زدند. نمايندهگان دامداران سراسر کشور در اعتراض به صدور مجوزهاي بيمورد براي واردات شيرخشک، از سوي وزارت بازرگانی دست به این تجمع زده بودند. در این روز دادگاه سه فعال زن نیز تشکیل شد. دادگاه ناهید کشاورز، محبوبه حسین زاده و سارا ایمانیان در شعبهی 28 دادگاه انقلاب تشکیل شد. هر سه آنها در 13 فروردین 1386 هنگام جمعآوری امضا در پارک لاله بازداشت شده بودند. در دیگر خبر رامین صادقی اصل، فعال مدنی آذربایجانی عمومی زندان اردبیل منتقل شده است. بر اساس اخبار منتشر شده وی در زمان بازداشت تحت شکنجههای شدید قرار دادشت. همچنین علی نظری نماینده مجلس ششم از زندان آزاد شد. وی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی مدت ۶۴ روز در بند ۲۰۹ اوین بازداشت بود و با قرار وثیقهی ۱۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. مشفق سمندری از شهروندان بهایی نیز در این روز بعد از تفتیش منزلاش بازداشت و روانه ی زندان شد. و در آخرین خبر امروز از بلاتکلیفی مرتضی حمیدی زندانی بهایی در شهر سمنان حکایت دارد. او از اسفندماه گذشته در زندان به سر میبرد.
در 28 فروردین ماه در حالی که اعتراضها نسبت به احتمال اجرای حکم دلآرا دارابی افزایش مییافت و مجموعه فعالان حقوقبشر در ایرن طی اطلاعیهیی خواستار توقف حکم او شد، عباس پالیزدار که در زندان رجاییشهر از ناراحتی قبلی رنج میبرد و در طی دو هفتهی گذشته دو بار دچار ایست قلبی شده، یک ماه دیگر قرار بازداشتاش تایید شد. در این روز اتحادیهی دانشجویان اروپا خواهان آزادی دانشجویان زندانی در ایران شد. در قسمتی از این بیانیه آمده: « اتحاديهی دانشجويان اروپا خواهان آزادي فوري و بدون قيد و شرط دانشجويانی است كه تنها به دليل بیان مسالمت آميز ديدگاههايشان و اجراي حق خود مبني بر آزادي تجمعها در بازداشت به سر ميبرند. آنها بايد خیلی سریع اجازه يابند كه به سر كلاسهاي خود بازگردند. نگرانی از تداوم بازداشت دو شهروند مسیحی که بیش از شش هفته است در زندان هستند افزایش یافت. مریم رستمپور و مرضیه امیریزاده ، متهماند که گویا امنیت ملی را به خطر انداخته و در اجتماعات غیر قانونی شرکت کردهاند. و آخر اینکه سامان رسول پور روزنامه نگار به اتهام تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی از طریق مصاحبه با رسانه های خارجی در شعبه یکم دادگاه انقلاب مهاباد به یک سال زندان تعزیری محکوم شد.
شنبه ، 22 فروردين 1388 گزارش هفته: یک هفته با نقض حقوقبشر هفته ی سوم فروردین ماه 1388 را نیز با نقض گسترده ی حقوق بشر سپری کردیم. این هفته در حالی آغاز شد و پایان یافت، که هنوز 9 دانشجوی امیرکبیر همچنان در بیخبری مطلق در زندان به سر میبرند و هیچکدام از مسئولین زندان اوین و مسئولان قضایی در مورد مرگ امیدرضا میرصیافی وبلاگنویس و امیرحسین حشمتساران پاسخی ندادهاند. در پانزدهم فروردین ماه پنج عضو کمپین یک میلیون امضا به دادگاه احضار شدند. نفیسه آزاد، پرستو اللهیاری، ناهید کشاورز، سارا ایمانیان و محبوبه حسین زاده بنا بر احضاریه های کتبی که دریافت کرده اند در فروردین ماه جاری باید به دادگاه انقلاب مراجعه کنند. در دیگر خبر بهروز رحیمی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق ارتباط و با یک حزب کردی توسط دادگاه انقلاب سنندج به یک سال حبس محکوم شد. در همین روز عباس جلیلیان با قرار وثیقهی 100 میلیون تومانی از زندان آزاد شد، تا روز 17 فروردین ماه در دادگاه حاضر باشد. یک فعال کرد نیز به نام “امیر رضا اردلان” ساکن شهرضای اصفهان از سه هفته پیش ناپدید شده و پیگیری های خانواده برای کسب اطلاع از سرنوشت وی تا کنونه به نتیجهیی نرسیده است. 15 فروردین ماه مصادف با روز جهانی «مین» بود که «کانون مدافعان حقوق بشر» در اطلاعیهیی توجه دولت به مواردی چون «ضرورت تسریع در پاکسازی مین»، «الحاق به کنوانسیون بین المللی اوتاوا مبنی بر عدم استفاده مجدد از مین» و «رسیدگی به وضعیت بازماندگان» خواستار شد. به گفتهي اقبال محمدی؛ نماینده مریوان و سروآباد در مجلس استانهای غربی کشور هر ساله در حدود دویست نفر قربانی انفجار مین میشوند. در شانزدهم فروردین ماه مادر و خواهر زندانی سیاسی محمد نیک بخت هنگام مراجعه به زندان جهت ملاقات با عزیزشان دستگیر و به نقطه نامعلومی انتقال داده شدند. دو نفر از روحانیون اهل سنت به نام مولوی خلیل الله زارعی و حافظ صلاح الدین سیدی، در زاهدان اعدام شدند. این دو نفر به خاطر نگهداری اسلحه غیرمجاز و تلاش برای مقابله با حكومت جمهوری اسلامی به اعدام محكوم شده بودند. یک فعال حقوق بشر کرد اهل شهرستان سقز به نام محی الدین آزادی توسط نیرو های امنیتی در شهرستان سنندج بازداشت شده است. اتهامات وی هنوز مشخص نیست و به زندان مرکزی سنندج منتقل شده است. در خبر دیگر در این روز 10 فعال جنبش زنان که در عید نوروز به خاطر «دیدار نوروزی» بازداشت شده بودند، به دادگاه رفتند. فرخنده احتسابیان، شهلا فروزانفر، بهارا بهروان، لیلا نظری، دلارام علی، ثریا یوسفی، علی عبدی، محمد شوراب، آرش نصیری اقبالی و امیر رشیدی، ۱۰ فعال جنبش زنان نهم فروردین پس از سپری کردن سه روز زندان، با قرار کفالت آزاد شده بودند. بحران مالی و اقتصادی زمینهساز اخراج دهها روزنامهنگار از محل کارشان بود. فرهنگ آشتی، خورشید، اعتماد ملی، سرمایه و همشهری عصر از جمله روزنامههایی هستند که بسیاری از خبرنگارانشان یا اخراج شدهاند یا مجبور به استعفا. در همین روز حکم 3 سال زندان محمد احسانی از متهمان پروندهی موسم به براندازی نرم در دادگاه تجدید نظر تایید شد. سلمان یزدان پناه دانشجوی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران و از فعالین حقوق بشر از سوی شعبه سوم بازپرسی امنیت دادگاه انقلاب احضار شد.
در خبر دیگر در این روز ذاکریان که قرار بود در تاریخ ۵ فروردین ماه برای شرکت در همایش «عدالت انتقالی در سرزمینهای اشغالی در مورد مسائل فلسطین» به شهر فلورانس سفر کند، ممنوع الخروج شد. این همایش به پیشنهاد خود وی به دانشگاه اتحادیه اروپا تشکیل شده بود و قرار بوده وی مجری این مراسم باشد. در خبر آخر در این روز سه تن از کارگران شکرت مخابرات شرهستان سقز از کار اخراج شدند. هجدهم فروردین ماه با تایید حکم سیلیویا هارتونیان یک یاز چهار متهم پروندهی براندازی نرم آغاز شد. در این روز 6 دانشجوی دانش گاه تربیت معلم تهران به کمیتهی انضباطی احضار شدند. مهران عباس زاده، امین شجاع، محمد قدس، حمزه جوانمرد، فاطمه حیدری و تکتم نقدی دانش جویان احضار شده به کمیته انظباطی هستند. دادگاه علیرضا فیروزی و دیگر متهمان دانشگاه زنجان نیز در این روز برگزار شد. در دیگر خبر سلمان یزدان پناه که در چند روز گذشته به دادگاه انقلاب احضار شده بود پس از مراجعه به شعبه سوم بازپرسی امنیت دادگاه انقلاب از سوی بازپرس این شعبه متهم به برهم زدن امنیت شهر تهران در سال ۸۶ شد. کارگران اخراجی کارخانه نوشابهسازی ساسان نیز در اعتراض به اخراجشان در مقابل این کارخانه تجمع اعتراضی کردند. خبرهایی در این روز مبنی بر لغو حکم هیوا بوتیمار روزنامهنگار زندانی منتشر شد که وکیل وی از عدم ابلاغ چنین حکمی خبر داده است. محبوبه کرمی از اعضای مجموعه فعالن حقوقبشر در ایران و کمپین یک میلیون امضا بعد از 13 روز از زندان آزاد شد. در موردی عجیب خانم خدیجه نبوی همسر زندانی سیاسی سید ظهور نبوی روز چهارشنبه با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل شد. کارگران اخراجی شرکت لوله سازی اهواز که 2000 تن هستند در این رو مقابل در این کارخانه دست به تجمع زدند. د راین روز اتحاديه آزاد کارگران ايران با انتشار بيانيه یی، خوستار آزادی فوری و بدون قيد و شرط رئيس سنديکای کارگران شرکت نيشکر هفت تپه شد که يک ماه پيش بازداشت شده است. اتحاديه آزاد کارگران ايران با اشاره به افزايش فشارها بر فعالان کارگری در ايران، به ويژه بر اعضای سنديکای کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، خواستار آزادی فوری و بی قيد و شرط علی نجاتی، رئيس اين تشکل غير دولتی کارگری و ساير فعالان کارگری از زندان شد. صبح این روز نیز کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه دست از کار کشیدند و جلوی در اصلی مدیریت کارخانه تجمع کردند. علی حسین نژاد از فعالین آذربایجان که در پانزدهم فرودین ماه بازداشت شده بود، برای اجرای حکم هشت ماه حبس به زندان ماکو فرستاده شد. مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران نیز با انتشار بیانهیی خواستار آزادی 9 دانش جویی امیرکبیر، محمد پورعبدالله، علیرضا فیروزی ، شبنم مددزاده و دیگر دانش جویان درببند شد. نوزدهم فروردین ماه قاضی حداد از تفهیم اتهام «جاسوسی» به رکسانا صابری خبرنگار ایرانی ـ آمریکایی خبر داد. به گفته قاضی حداد، رکسانا صابری همهی اتهامات را پذيرفته است! خدیجه مقدم از اعضای کمپین یک میلیون امضا در این روز با تودیع وثیقهی 20 میلیونی بعد از 14 روز از زندان آزاد شد. در خبری دیگر طي نامه رسمي هيات نظارت بر تشكلهاي اسلامي دانشگاه شهركرد فعاليتهاي انجمن اسلامی به مدت نامعلومي تعليق شد. پرونده کاوه رضایی که چندی پیش توسط ماموران وزارت اطلاعات شهرستان هشتگرد دستگیر و به وزرات اطلاعات همدان انتقال داده شده بود، به شعبه ۴ دادگاه عمومی و انقلاب شهرستان هشتگرد منتقل شد. بیستم فرودین ماه با نامهی بهروز جاوید تهرانی از زندان رجاییشهر همراه شد که در آن از مردم ایران به خاطر سالها در زندان بودن کمک میطلبید. در این روز دبير اجرايي خانه کارگر تبريز از اخراج صدها تن از کارگران برخی کارخانجات در تبریز سخن گفت. کريم صادق زاده گفت: در آستانه هفته کارگر، شرکت آهنگري تراکتورسازي ۱۷۰ نفر، کبريتسازي تبريز ۷۵ نفر، مجتمع صنعتي شمال غرب ۱۱۵ نفر، شرکت نقش جهان ۵۰ نفر و چند واحد توليدي ديگر تعدادي از کارگران خويش را اخراج کرده اند. پنج شهروند کرد مهابادی نیز به نام های هيوا پورمند، عبدالوهاب فتاحی، قادر قنده، فايق روراست و حسين بنگين پور که حدود ۶۰ روز پيش توسط نيروهای امنيتی بازداشت و زندانی شدند، همچنان بلاتکليف در زندان مهاباد بسر میبرند. بیست و یکم فروردین ماه، آخرین روز هفتهی سوم با خبر اعدام سه متهم بمبگذاری در شیراز آغاز شد . آنان در حضور خانواده قربانیان این بمب گذاری اعدام شدند. دادگاه سه متهم را در مورد اتهام هایی چون " نگهداری اسلحه، محاربه و افساد فی الارض از طریق عضویت در انجمن پادشاهی ایران، و اقدام برای براندازی حکومت اسلامی و ساختن بمب" مجرم شناخته و به اعدام محکوم کرده بود. در این روز «سازمان گزارشگران بدون مرز» به اشاره به اتهام جاسوسی رکسانا صابری طی بیانیهیی اعلام کرد «جمهوری اسلامی اطلاع رسانی را "جاسوسی" می داند». بنا به بیانیه گزارشگران بدون مرز، مرگ امیدرضا میرصیافی در زندان اوین، «دلیلی جدی برای نگرانی فزاینده از وضعیت بازداشت روزنامه نگاران زندانی است.» این سازمان با نام بردن از روزنامه نگاران و وب نگاران زندانی در ایران، مانند محمد صدیق کبودوند، محمد حسن فلاحیه زاده، مسعود کردپور، مجتبی لطفی، کاوه جوانمرد، بهمن توتونچی، عدنان حسن پور، حسین درخشان و اسماعیل جعفری، بار دیگر ایران را بزرگ ترین زندان روزنامه نگاران در خاورمیانه توصیف می کند. در این روز بعد از ۵۰ روز از بازداشت شبنم مددزاده دانشجوی دانشگاه تربیت معلم تهران و برادر وی ، این دو نفر با خانواده خود تماس تلفنی برقرار کردند. پدر آنها در مورد تماس آنان گفته: « فرزندانم گفته اند که تا ۱۵ اردیبهشت هیچ مراجعهیی به دادگاه نکنم. این در حالی است که پیش از این در مراجعه به دادگاه به کرات مسئولین پرونده وعده داده بودند که تا روز ۲۰ فروردین پاسخ مشخصی در رابطه با وضعیت فرزندم به من خواهند داد.» در خبر دیگر دادگاه انقلاب شهر مهاباد، دانش جوی كرد فایق روراست را به یك سال حبس تعزیری و 2 سال حبس به صورت تعلیقی محكوم كرد. و در خبر آخر سه شهروند بوكانی به نام های انور چوكلی اهل روستای داشبند از توابع بوكان و فرهاد و افشین وفایی اهل روستای عباس اباد، به اتهام همكاری با یكی از احزاب اپوزسیون فعال در كردستان به حبس تعزیری محكوم شدند. دادگاه انقلاب مهاباد مدت حبس چوكلی را دو سال تعیین و دو تن دیگر را هر كدام به 6 ماه زندان محكوم كرده است.
يكشنبه ، 23 فروردين 1388 ، 05:07
خانم سرور سروریان، 25 ساله، ظهر روز گذشته مورخه 22 فروردین ماه در منزل شخصی خود توسط نیروهای امنیتی در شهر همدان بازداشت شد. نیروهای وزارت اطلاعات پس از مراجعه به منزل خانواده سروریان، اقدام به تفتیش منزل و ضبط لوازمی همچون کتب مذهبی آنان نمودند. در پایان نیروهای لباس شخصی خانم سرور سروریان، 25 ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی را به همراه خود به ستاد خبری وزارت اطلاعات در شهر همدان منتقل نموده و پس از این انتقال با بازداشت ایشان نامبرده هم اکنون در محل نامعلومی به سر می برد. خانواده سروریان به شدت نگران فرزند خود هستند و تا زمان تهیه این گزارش، تلاشهای آنان منجر به کسب اطلاعی از سرنوشت خانم سروریان نشده است. 4/10/2009 به روايت آيت الله بروجردي موارد
نقض آشکار
و صریح و
بیّن و
روشن اصول
دینی و
دلایل
توحیدی در
عملکرد سی
ساله
اسلام
سیاسی
ایران:
21 فروردین 1388 برابر با 10 آپریل 2009 خانم
خدیجه نبوی
همسر یکی از
زندانیان
سیاسی
بایورش
مامورین
وزارت
اطلاعات
دستگیر شد بنابه
گزارشات
رسیده از
شهر سمنان ،خانم
خدیجه نبوی
همسر
زندانی
سیاسی سید
ظهور نبوی
روز
چهارشنبه
با یورش
مامورین
وزارت
اطلاعات
دستگیر و به
نقطه
نامعلومی
منتقل
گردید. مامورین
وزارت
اطلاعات
روز
چهارشنبه 19
فروردین
ماه با
یورش
وحشیانه به
محل کار
خانم خدیجه
نبوی و با
برخوردی به
غایت غیر
انسانی او
را مورد
مورد ضرب
وشتم و
اهانت قرار
دادند و سپس
دستگیر
کردند . آنها
کامپیوتری
که مربوط به
محل کار
خانم نبوی
بود را با
خود بردند .
سپس خانم
نبوی را به
منزل شخصی
اش بردند و
اقدام به
بازرسی
منزل کردند.آنها
در حین
بازرسی
اقدام به
پرت کردن و
تخریب
وسائل
موجود در
منزل
نمودند. پس
از بازرسی
منزل
کامپیوتر
شخصی ،آلبوم
های عکس و
فیلم های
خانوادگی
را همراه با
مقدار
زیادی از
وسائل دیگر
را با خود
بردند. مامورین
وزارت
اطلاعات هچنین
خانم نبوی
را به نقطه
نامعلومی
منتقل
کردند. فردی
بنام
عرفانی از
بازجویان
وزارت
اطلاعات در
شهر سمنان
همراه با
تعدادی از
مامورین
وزارت
اطلاعات
اقدام به
دستگیری
خانم نبوی
نمود .عرفانی
بارها خانم
نبوی را به
اداره
اطلاعات
سمنان
فرآخوانده
بود و هر بار
چندین ساعت
ایشون را
تحت
بازجوئی و فشارهای
روحی و جسمی
قرار داده
بود . آخرین
باری که این
فرد اقدام
به احضار
خانم نبوی
به اداره
اطلاعات
سمنان نمود
یک روز
مانده به
عید نوروز
بود خانم
نبوی چندین
ساعت تحت
بازجوئی
این فرد
قرار داشت و
با
برخوردهای
وحشیانه و
غیر انسانی
این فرد
مواجه بود.علت
این احضار
به خاطر
پیام تبریک
نوروزی که
همسر ایشان
زندانی
سیاسی سید
ظهور نبوی،
که برای
اعضای
خانواده
فرستاده
بود
وپیگیری
وضعیت
همسرش در
سازمانها
حقوق بشری
عنوان شده.عرفانی
خطاب به
خانم نبوی
گفته بود: در
صورت
رساندن
پیام تبریک
نوروزی
همسرش به
سایر اعضای
خانواده او
را دستگیر
خواهد کرد.
هدف
بازجویان
وزارت
اطلاعات از
اقدامات
غیر انسانی فوق
تحت فشار
روحی قرار
دادن
زندانی
سیاسی سید
ظهور نبوی
است . خانم
خدیجه نبوی
علاوه بر
سپرستی
فرزندش صمد
نبوی ،سپرستی
رویای 5 ساله
دختر
زندانی
سیاسی
حمیده نبوی
را به عهده
داشت .رویا
به خاطر
شرایط سنی
اش تازه به
ایشان خو
گرفته بود
که باز هم
شاهد یورش
وحشیانه
مامورین
وزارت
اطلاعات و
باز هم
شرایط جدید
که باید در
آن قرار
گیرد. بازجوی
وزارت
اطلاعات عرفانی
دائم اعضای
خانواده
نبوی را در
سمنان به
اداره
اطلاعات
احضار می
کند وبعد از
ساعتها
بازجوئی و
شکنجه های
روحی و جسمی
گاها آنها
را به مدت
چند روز در
بازداشت
نگه می دارد .فشارهای
روانی
این فرد
علیه
خانواده
نبوی بطور
مستمر
ادامه دارد. این
فرد هچنین
خانم فاطمه
نبوی 28 ساله
عضو دیگر
این
خانواده را 2
اسفند ماه 1387
دستگیر و
برای چندین
هفته در
سلولهای
انفرادی
اداره
اطلاعات
سمنان
بازداشت
نمود
خانواده
اودر طی این
مدت از
وضعیت
وشرایط
عزیزشان در
بی اطلاعی
بسر می
بردند و پس
از آن او را
به زندان
مرکزی
سمنان در
بند
زندانیان
عادی و
خطرناک
منتقل نمود.بازجو
عرفانی
آزادی خانم
فاطمه نبوی
را منوط به
قرار دادن 100
میلیون
تومان
وثیقه
نموده است .این
در حالی است
که هنوز به
خانواده
ایشان علت
دستگیری او
را اعلام
نکرده اند. در
حال حاضر 4
عضو این
خانواده در
زندان بسر
می برند که
اسامی آنها
به قرار زیر
می باشد:زندانی
سیاسی سید
ظهور نبوی
مقاله نویس
مجله
سرزمین
آریائی
محکومیت 4
سال زندان،
در بند 350
زندان اوین
،خانم
حمیده نبوی
به دلیل قصد
شرکت کردن
در مراسم
بیستمین
سالگرد قتل
عام زندانیان
سیاسی در
سال 1367محکوم
به 1 سال
زندان شد و
در بند زنان
زندان اوین
،خانم
فاطمه نبوی
از 2 اسفند
ماه
بلاتکلیف
در زندان
مرکزی
سمنان و
خانم خدیجه
نبوی که از
محل
بازداشت او
خبری در دست
نیست. فعالین
حقوق بشر و
دمکراسی در
ایران،یورش
وحشیانه ،مورد
ضرب وشتم
قرار دادن ،بی
سرپرست
گذاشتن
فرزندانش،دستگیری
و انتقال به
نقطه
نامعلوم را
محکوم می
کند و از
دبیر کل
وکمیسر
عالی حقوق
بشر سازمان
ملل و سایر
سازمانهای
حقوق بشری
خواستار
دخالت برای
پایان دادن
به اذیت
وآزار
خانواده
های
زندانیان
سیاسی در
ایران است. فعالین
حقوق بشر
ودمکراسی
در ایران 17 فروردین 1388 استمداد
بهروز
جاوید
طهرانی از
مردم ایران بنام
سعادت ملت
ایران ، امروز
من از دست
دژخیمان
زندان مخوف
رجائی شهر
کرج ،به
مردم ایران
پناه می برم .مردم
عزیز،
جلادان
دیوصفت
اینجا دیگر
تمام
مرزهای
انسانی را
زیر پا
گذاشته اند .دیگر
هیچ راهی
جزء اعتصاب
غذاو پناه
بردن به شما
را نمی
شناسم .امروز
سه شنبه 17 /1/1388
خورشیدی با
رفتار غیر
انسانی
مامورین
سالن
ملاقات با
خواهر بنده
دیگر صبر من
لبریز
گردید .مامورین
نه تنها مرا
بشدت و به
طرز توهین
آمیزی
بازرسی
کرده و
کوچکترین
تکه کاغذ
حتی شماره
تلفن را از
من گرفتند
همین کار را
بطرز بسیار
توهین
آمیزتر با
خواهر بنده
کردند .مامورین
سالن
ملاقات
آقایان
اسلامی ،احمدی
،خسروی و
خانم
شهبازی (مسئولین
سالن
ملاقات )
بدترین
رفتاری را
که می شد با
خانواده
بنده که
برای
ملاقات
بنده آمده
بودند
اعمال
داشتند .مسئولین
سالن
ملاقات
برای
لجبازی فقط 3
دقیقه فرصت
صحبت کردن
به من دادند.
خواهر من پس
از یک ماه
موفق شد از
تهران به
کرج آمده و
فقط 3 دقیقه
با من حرف
بزند .اعتراضات
من و
خانواده ام
چیزی جزء
خشونت
بیشتر را در
پی نداشت
البته این
مسئله از
مدیریت و از
مقامات
بالای
زندان
دستور داده
شده بود . روزی
که مرحوم
حشمت ساران
به طرز
بسیار
مشکوکی فوت
کرد (به قتل
رسید)
مقامات
حفاظت
زندان از ما
خواستند
پیرامون
این مطلب با
هیچ کس صحبت
نکنیم و به
این موضوع
دامن نزنیم
و گرنه
عواقب
بسیار
گسترده ای
دامنگیرمون
می گردد و
همانگونه
که همه
شاهدید عکس
این عمل را
کردیم و از
افشای
جنایات
آنان
فروگزار
نکردیم . مردم
عزیز ایران
مدتهاست که
دیگر به
بیماریهای
من در
بهداری
زندان
رسیدگی نمی
شود .بیماریهایی
که بر اثر
شکنجه های
وزارت
اطلاعات بر
من عارض
گردیده و
بهداری
زندان
رجائی شهر
از درمان
آنچه ام.آر.آی
و خروج از
زندان نیاز
است خوداری
می کند .بیماریهایی
که بر اثر
ضربه به پشت
سر من و آسیب
دیدگی مخچه
اکنون 50 در صد
از بینائی
من را از بین
برده است . مردم
عزیز ایران
امروز رئیس
سالن
ملاقات در
حضور
خانواده ام
گفت : ضد
انقلاب
عوضی، تو را
هم می
فرستیم پیش
رفیقت
ساران
این حرف در
حضور
خانواده
موجب شد
خانواده ام
بسیار
نگران شوند .مردم
عزیزاکنون
من بعنوان
یک زندانی
سیاسی که از
قیام 18 تیر 1378
بیش از 10 سال
است که در
زندان بسر
می برم راهی
بجزء
اعتصاب غذا
برایم باقی
مانده است؟ به
همین منظور
اعلام می
کنم از
امروز 17
فروردین به
مدت یک هفته
به مسئولین
زندان فرصت
می دهم و پس
از آن به
اعتصاب غذا
دست خواهم
زد و تا
مسئولین
سالن
ملاقات از
خانواده
بنده رسما
عذر خواهی
نکنند و
دیگر
زندانبانان
و جلادان
زندان دست
از رفتار
حیوانی خود
بر ندارند
به اعتصاب
غذای خود
ادامه
خواهم داد . بهروز
جاوید
طهرانی آخرین
بازمانده
قیام
دانشجوئی 18
تیر در
زندان
رجائی شهر فعالین
حقوق بشر
ودمکراسی
در ایران
دوشنبه ، 17 فروردين 1388 ، 15:45 در طول تعطیلات عید دو زندانی دیگر نیز در زندان اوین اقدام به خودکشی ناموفق کردند. در طی عید نوروز دو زندانی به نام های مجتبی کوتبال و محمدرضا چگینی به علت فشارهای وارده در زندان دست به خودکشی زدند. مجتبی کوتبال به علت عدم دریافت مرخصی از طرف زندان در حمام با طناب دار دست به خودکشی زد که با کمک زندانیان نجات یافت. در موردی دیگر محمدرضا چگینی از زندانیان عادی زندانیان به علت عدم تحمل زندان و تحمل فشارهای آن اقدام به خودزنی کرد که با او نیز توسط دیگر زندانیان نجات پیدا کرد. با وجود محرز بودن عدم تحمل زندان از سوی این زندانیان مسئولین زندان به جای رسیده به وضعیت این دو زندانی، پروندهی آنان را برای محاکمه به شورای زندان فرستادهاند. در طی روزهای اخیر اقدام احمد فلاحپور، دیگر زندانی مالی این زندان برای خودکشی سومین مورد خودکشی در زندان اوین محسوب میشود. 12 فروردین ماه برابر با 01 آپریل 2009 جان
زندانی
سیاسی
منصور
رادپور در
معرض خطر
جدی قرار
دارد بنابه
گزارشات رسیده
از سلولهای
افرادی
بندسپاه
زندان
گوهردشت
کرج،زندانی
سیاسی
منصور
رادپور تحت
وحشیانه
ترین شکنجه
های جسمی و
روحی در این
بند قرار
دارد و جان
او در معرض
خطر جدی است. زندانی
سیاسی
منصور
رادپور از
اوایل دی
ماه 1387 به
سلولهای
انفرادی
بند 8 که
معروف به
بند سپاه و
در کنترل
بازجویان
وزارت
اطلاعات
است منتقل
گردید.او از
زمان انتقال
به سلولهای
انفرادی
تحت
وحشیانه
ترین شکنجه
های جسمی و
روحی
بازجویان
وزارت
اطلاعات
قرار گرفت.یکی
از
بازجویان
وزارت
اطلاعات
که با نام
مستعار
حاجی است ،
خطاب به
آقای
رادپور می
گوید:از
اینجا سالم
بیرون
نخواهی رفت
یا به درک
واصل می شی و
یا دیوانه
خواهی شد ،تا
آن موقع
اینجا
خواهی ماند. شکنجه
های جسمی و
روحی
وحشیانه و
غیر انسانی
که در طی 3
ماه گذشته
علیه این
زندانی
سیاسی بکار
برده شده به
قرار زیر می
باشد : با دست
بند و پابند
برای مدت
طولانی در
سلول
انفرادی به
حال خود رها
کردند ، دست
بند و پابند
و چشم بند به
او زدن و
توسط چند
نفر از
بازجویان
او را آماج
باطومهای
خود
قراردادند،
در طی 24 ساعت
فقط 2 بار حق
استفاده از
دستشوئی را
دارد ،پایین
آوردن جیره
غذایی تا حد
زیادی و
قرار دادن
او در معرض
گرسنگی
مفرط ،
نداشتن حق
استحمام
برای
مدتهای
طولانی/ در
اختیار او
قرار ندادن
وسائل شخصی
بخصوص
لباسهایش،
ولباسهای
که بر تن
دارد در
اثر شکنجه
پاره
ومندرس می
باشدو به
این حالت
نگه داشتن
او /
بازجوئیها
و شکنجه های
جسمی در
ساعات شب
صورت می
گیرد،ممنوع
الملاقات
کردن و قطع
هرگونه
ارتباط با
خانواده اش
و موارد
متعدد دیگر
شکنجه که
علیه این
زندانی تا
به حال بکار
برده شده. زندانی
سیاسی
منصور
رادپور در
شرایط
بسیار بد
جسمی قرار
دارد و تا به
حال به دلیل
شکنجه های
وحشیانه و
به وخامت
گراییدن
وضعیت
جسمی اش
بارها
به بهداری
زندان
منتقل شده
است.دلایل
ممانعت
بازجویان
وزارت
اطلاعات از
ملاقت با
خانواده اش
وجود آثار
شکنجه بر
بدن این
زندانی و
شرایط بسیاربد
جسمی او است
وهمچنین
جهت ایجاد
فشارهای
روحی علیه
اومی باشد جان
این زندانی
در معرض خطر
جدی قرار
دارد
وبنابه تهدیدات
بازجویان
وزارت
اطلاعات
علیه این
زندانی
سیاسی خطر
یک فاجعه
دیگر در
این زندان
می رود. تا به
حال 3 زندانی
سیاسی زنده
یادان ولی
الله فیض
مهدوی ،عبدالرضا
رجبی و امیر
حسین حشمت
ساران به
طرز مشکوکی
در این
زندان به
قتل رسیدند. کسانی
که در
انتقال و
شکنجه این
زندانی
سیاسی نقش
دارند
عبارتند از :علی
حاج کاظم
رئیس زندان
گوهردشت
کرج،علی
محمدی
معاون
زندان و از
تشکیل
دهندگان
باندهای
مافیایی در
زندان،کرمانی
زئیس حفاظت
و اطلاعات
زندان ،محمود
مغنیان
رئیس بند 4 و
از مجریان
حملات
خونین علیه
زندانیان
سیاسی و
خادم رئیس
قبلی حفاظت
زندان و
رئیس فعلی
بند 1 زندان
گوهردشت که
محل شکنجه
زندانیان
سیاسی است . از
طرفی دیگر
بازجویان
وزارت
اطلاعات
خانم
رادپور را
تحت فشار و
مورد تهدید
قرار داده
اند که
در صورت
مراجعه و
پیگیری
وضعیت
فرزندش او
را هم
دستگیر
خواهند کرد. فعالین
حقوق بشر و
دمکراسی در
ایران،
نسبت به جان
این زندانی
سیاسی
شدیدا
ابراز
نگرانی می
کند و نسبت
به یک فاجعۀ
دیگر در این
زندان
هشدار
میدهد و از
تمامی
سازمانهای
حقوق بشری و
انساندوستان
جهان
خواستار
دخالت فوری
برای نجات
جان این
زندانی
سیاسی است. فعالین
حقوق بشر
ودمکراسی
در ایران اعدام یک زندانی در زندان ارومیه حامد محمد زاده از زندانیان زندان ارومیه صبح امروز به دار آویخته شد. حامد محمدزاده زندانی از زندانیان اهل میاندوآب امروز صبح به خاطر قتل عمد در زندان مرکزی ارومیه بعد از چندین سال زندانی بودن اعدام شد.گفتنی است در طیر 10 روز گذشته این سومین مورد اعدام در زندان مرکزی ارومیه بوده است پیشتر مهدی قاسمزاده از پیروان اهل حق و عزیزوند که به جرم قتل سه مامور نیروی انتظامی در زندان مرکزی ارومیه به سر میبردند، در روزهای گذشته اعدام شدند. 20 اسفند 1387 در ادامه برخورد با بهاییان در ایران یک زن بهایی در شهرستای ساری توسط مامورین اطلاعات بازداشت و به زندان کچویی ساری منتقل شد بنابر گزارش های دریافتی از شهرستان ساری، خانم شیرین فروغیان (صمیمی) روز یکشنبه 18/12/87 توسط مامورین اداره ی اطلاعات در بازداشتگاه امنیتی کچوئی ساری زندانی شدند.
اسفند 1387 قتل یک جوان مریوانی به دست نیروهای انتظامی یک جوان مریوانی به نام هیوا کریمی توسط نیروهای انتظامی در یکی از روستاهای شهرستان مریوان به نام کانی سانان با شلیک گلوله به قتل رسید.
شکنجهی یک نوجوان محکوم به اعدام در رجایی شهر یک نوجوان محکوم به اعدام، در زندان رجایی شهر مورد شکنجهی معاون حفاظت این زندان، قرار گرفت. علی
مهین ترابی
که در سن
زیر 18 سال،
مرتکب قتل
شده و
محکوم به
اعدام است،
به دلیل
ارتباط با
زندانیان
سیاسی و
اینکه چند
بار رسانههای
خارجی نسبت
به حکم
اعدام او
اعتراض
کرده بودند،
مورد آزار
نبیالله
فرجزاده،
معاون
حفاظت
زندان
رجایی شهر
قرار گرفت.
اعدام نوجوانان زیر 18 سال در ایران از موارد گستردهی نقض حقوق بشر است که مورد اعتراض تمامی فعالان حقوق بشر در ایران و خارج از ایران قرار دارد 17
اسفند 1387 امیر حشمت ساران در پی به وخامت گراییدن وضع جسمی اش به بیمارستانی در بیرون از زندان رجایی شهر منتقل شد و روی تخت بیمارستان در حالی که دستانش با دستبند به دستگیره تخت قفل شده بود، به کما رفت و به راستی چه شد؟ (که به کما رفت) و ناگهان جان سپرد؟ بابک پسر زنده یاد امیر می گوید روز دوشنبه برای ملاقات پدر به زندان رجایی شهر رفته اما حال پدر آنقدر وخیم بوده که او را به سالن ملاقات نیاورده بودند. این پرسش مطرح است که چرا اگر حال امیر ساران روز دوشنبه تا این اندازه وخیم بوده که نتوانسته اند او را برای ملاقات با پسرش به سالن ملاقات بیاورند، او روز پنجشنبه به بیمارستان منتقل شد؟ در این دو روز در دخمه های زندان رجایی شهر بر امیر ساران چه گذشت؟ همان که بر سر اکبر محمدی و یا ولی الله فیض مهدوی و یا ابراهیم لطف الهی گذشت گریبان امیر ساران را هم گرفت و او را به کام مرگ کشاند و یا چه؟ و چه کسی پاسخگوست؟ از سالهای سیاه اعدام های شبانه فوج فوج زندانی سیاسی عبور کنیم که صحبت از آن خط قرمزی بوده برای همه جناح های حکومت، و برسیم به اکنون، که حکومت اسلامی سعی دارد وانمود کند که حقوق بشر به خوبی در ایران رعایت می شود (شاهرودی در قطر این را گفت)؛ و حتا حقوق متهمان عادی چه برسد به زندانیان سیاسی که اتهام شرافتمندانه ای دارند. مگر نه آنست که بهداشت و درمان و تغدیه و امنیت زندانیان در زندان بر عهده سازمان زندان ها و قوه قضاییه است؟ در مورد مرگ رازآلود اکبر محمدی دانشجوی فداکار که پیش از مرگ در اعتصاب غذا بسر می برد، معاون دادستان تهران سالارکیا گفت او بر اثر فروکش کردن فشار خون و سکته ناشی از اعتصاب غذا جان سپرد و در مورد ولی الله فیض مهدوی 28 ساله در حالی که ابتدا خبر از سکته او داده بودند، ادعا شد که این زندانی سیاسی در دستشویی زندان خودکشی کرده و در قضیه مرگ سراسر مشکوک ابراهیم لطف الهی دانشجوی سنندجی در زندان اطلاعات هم بازپرسان پرونده ادعا کردند که او در سلول اش (سلول یک زندان امنیتی که 24 ساعته توسط نگهبان ها سرکشی می شود) خودکشی کرده، همانند زهرا بنی یعقوب پزشک جوانی که همراه با نامزدش در پارک توسط ماموران امر به معروف و نهی از منکر بازداشت و زندانی و در نهایت گفته شد که در سلول اش خودکشی کرد. در قضیه ابراهیم پزشکی قانونی در گزارشی ضمن اشاره به شکنجه وی، شکستگی بینی و جمجه ابراهیم پیش از مرگش را تایید کرده بود؛ و مرموزانه آنکه در اکثر موارد ماموران امنیتی (به راستی از ترس برملا شدن چه؟) شبانه جسد زندانیان را در خاک دفن و فرصت حقیقت یابی خانواده ها را کور کردند. آری، اینچنین است که ما به اینگونه مرگ ها مشکوک هستیم و می خواهیم کنجکاوی کنیم و پی ببریم به علت بی توجهی و سهل انگاری مسئولان زندان رجایی شهر به امیر ساران، و بدانیم که چرا آنقدر دیر او به بیمارستان روانه شد! آری ما مشکوک هستیم به شرایطی که زندانی بیمار در آن قرار می گیرد و بجای مداوا (مانند قضیه اکبر محمدی) دستش را به تخت قفل می کنند و صدای فریادش را با چسبی که بر دهانش می زنند در گلو خفه می کنند تا به گوش نماینده ی مجلسی که برای بازدید به زندان آمده نرسد! آری ما مشکوک هستیم به این شرایط! امیر
ساران
آزاده بود! در گیرودار فعالیت های سیاسی و به قول زنده یاد امیر ساران "مبارزات خیابانی و درگیرانه" مان، با خانواده ی بسیار صمیمی ساران آشنا شدم. آنها در خانه ای استیجاری در کرج زندگی می کردند. معمولا آخر هفته ها به همراه چند تن از دوستانم در جبهه دمکراتیک ایران به قصد هماهنگی فعالیت هایمان با بچه های کوشا و مبارز ساکن کرج به امیر می رفتیم و با گروهی پرشور از جوانان مواجه می شدیم که او با تلاش و پشتکار به دور خود گرد می آورد تا مجهزشان کند به "تاکتیک های موثر" برای برپایی گردهمایی های اعتراضی مان که در آن روزهای پر تب و تاب سال 1382 بی باکانه برگزار می شد. امیر
ساران مردی
مقتدر و در
مواجهه با
ماموران
سرکوبگر
نترس بود. او
با ماموران
در تظاهرات
های
خیابانی و
یا با قضات
در محاکم
قضایی و حتا
با
زندانبانان
زندان ها
بحث و جدل می
کرد و به هر
طریق ممکن
سعی داشت
متفاعدشان
کند که
کارشان
تمام است و
روزی از
همین روزها
رفتنی
هستند. "امید"
پر بود در
سراسر وجود
این مرد. این
امید را با
جسارت واژه
هایی که به
زبان می
راند، پر و
بال می داد و
منتقل می
کرد به درون
قلب تک تک
آدمهایی که
به دلایل
مختلف و حتا
متفاوت به
دورش گرد
می آمدند.
آنها به
راستی
خواستار
تغییر
بودند.
بیانیه چاپ
می کردند؛
برای
سالگرد 16
آذر و یا به
مناسبت فرا
رسیدن 18 تیر
و یا حتا در
حمایت از
فراخوان
معلمان به
اجتماع در
برابر خانه
کار! آنها با
رسانه های
فارسی زبان
گفتگو می
کردند تا
صدایشان را
جمع بیشتری
از مردم
بشوند. آنها
اساسا می
کوشیدند تا
به هر طریق
ممکن شمار
بیشتری از
مردم کوچه و
بازار را در
جریان
فعالیت های
خود قرار
بدهند. شیوه
کارشان
زبان به
زبان شدن با
مردم و
گفتگوی
مستقیم با
آنها بود و
دعوت کردن
شان به حضور
در تظاهرات
خیابانی
مسالمت
آمیز! بی باکی امیر ساران تا اندازه ای بود که تقریبا اکثر اعضای خانواده و بستگانش را به تظاهرات هایی که به مناسبت های مختلف در تهران برگزار می شد می آورد. تظاهرات مسالمت جویانه به مناسب 16 آذر در روبروی دانشگاه تهران را به خاطر می آورم که او در جلو صف مان در حرکت بود و همسر و فرزندان و دوستان و آشنایانش در اطرافش. تصور کنید نیروهای امنیتی و پلیس چه حالی پیدا کردند وقتی که قصد داشتند او را بازداشت کنند اما دیدند که اعضای خانواده اش هم در طلب بازداشت شدن همراه پدر خانواده بودند. الهه
نازجو زنی
مهربان و
مادری
فداکار و
همانند
همسرش امیر
حشمت نترس
بوده است. پس
از زندانی
شدن امیر،
او در
تابستان
سال 1383 به
همراه جمع
دیگری از
مادران و
فرزندان به
مقابل دفتر
سازمان ملل
در تهران
رفت و
بازداشت شد
و مدتی را در
بازداشتگاه
امنیتی و
بدنام 209
سپری کرد و
آزاد شد و
دوباره
تلاش برای
بازتاب
صدای حق
طلبانه
همسر
زندانی اش
را از سر
گرفت. برای هر چه منسجم تر شدن مبارزان کرجی، امیر ساران گروهی به نام جبهه اتحاد ملی را تشکیل داده بود که اعضایش همسایه و فامیل و دوست و آشنا بودند و در یک کلام هم محله ای ها اما از آن رو که فعالیت جمع آنها بی پرده و شفاف بود ماموران امنیتی خیلی زود آنها را شناسایی کردند و به گردهمایی شان یورش بردند و ده ها نفر را بازداشت نمودند. او در دادگاه انقلاب به اتهام تشکیل گروه غیرقانونی به هشت سال زندان محکوم شد و روانه زندان گردید. در 5 سال گذشته امیر تنها توانست یک بار از زندان به مرخصی برود. در پایان آن مرخصی او که خود را گناهکار نمی دانست با پای خود به زندان برنگشت و در خانه منتظر ماند تا ماموران زندان وادار شوند به زور او را دوباره به زندان بیافکنند. با وجود بیماری، امیر حشمت ساران تا روز پنجشنبه گذشته در دخمه های ناامن زندان دهشتبار رجایی شهر زندانی بود و خانواده اش در دلهره و نگرانی؛ دلهره ای که با مرگ او تا ابد به اندوهی بی پایان مبدل گردید. 3/3/09 یورش
وحشیانۀ
تعداد
زیادی از
گارد ویژه
زندان به
زندانیان
سیاسی
زندان
گوهردشت
کرج بنابه
گزارشات
رسیده از
فرعی 5 بند 2
زندان
گوهردشت
کرج، صبح
روز سه
شنبه 13
اسفند ماه زندانیان
سیاسی مورد
یورش
وحشیانه
گارد ویژه
زندان قرار
گرفتن
وآنها را
مورد ضرب
وشتم و
اذیت آزار
قرار دادند. روز
سه شنبه 13
اسفند ماه
در حدود 30
نفر از
گارد ویژه
زندان
گوهردشت که
توسط
کرمانی
رئیس حفاظت
و اطلاعات
زندان و
معاونش نبی
الله فرج
زاده
همراهی می
شدند بسوی
سلول
زندانیان
سیاسی یورش
وحشیانه ای
را آغاز
کردند و
زندانیان
سیاسی در
این سلول
را مورد
ضرب شتم
واهانت و
تحقیر قرار
دادند.این
یورش
وحشیانه از
ساعت 10:00 صبح
آغاز گردید
و تا ساعت 11:10
دقیقه
ادامه داشت.
گارد ویژه
زندان
ابتدا
زندانیان
سیاسی را
با ضرب
وشتم و
رفتاری
وحشیانه و
غیر انسانی
از سلولهای
خود خارج و
به محوطه
زندان منقل
کرد. در اثر
این هجوم
زندانیان
سیاسی
مصدوم شدند.
سپس به
بازرسی
سلول آنها
پرداختند و
اندک وسائل
شخصی آنها
که از
فروشگاه
زندان
خریداری
شده بود را
تخریب و
مقدار
زیادی را
با خود
بردند.
بازرسیها
به حدی
شدید بود
که کابل
های سلول
دچار اتصال
گردید و
باعث قطع
شدن برق
قسمتی از
بند گردید کرمانی
و معاونش
فرج زاده
خود مسقیما
در ضرب و
شتم
زندانیان
شرکت
داشتند .
آنها دست
نوشته ها ،کاغذ
های سفید و
مداد و
خودکار
زندانیان
سیاسی را
با خود
بردند. کرمانی
و فرج زاده
رئیس و
معاون
حفاظت و
اطلاعات
زندان
گوهردشت
کرج ،
زندانیان
سیاسی
را تهدید
کردند که در
صورت هر
گونه اقدام
اعتراضی با
آنها
بشدت
برخورد
خواهند کرد.
کرمانی
خطاب به
زندانیان
سیاسی گفت«
پدرتون را
در
میاریم،دیگه
اینجوری
برخورد نمی
کنیم ،این
دفعه دیگه
شلاق و چوب
و انفرادی
در
انتظارتونه» کرمانی
از شکنجه
گران قصی
القلب
زندان
گوهردشت
کرج می
باشد و خود
شخصا در
شکنجه و
اذیت وآزار
زندانیان
سیاسی و
زندانیان
عادی نقش
مستقیم
دارد. این
یورش
وحشیانه در
حالی صورت
می گیرد که
شرایط جسمی
آقای امیر
حسین حشمت
ساران در
روزهای
اخیر به
وخامت
گراییده و
او به مدت 12
ساعت در
اغما بسر
برد. یورشهای
وحشیانه
توسط وزارت
اطلاعات
طراحی می
شود و برای
به اجرا
گذاشتن آن،
در اختیار
رئیس زندان
علی حاج
کاظم و
کرمانی و
فرج زاده
رئیس و
معاون
حفاظت و
اطلاعات
زندان و
همچنین
آخریان
رئیس این
بندقرار
می گیرد. زندانیان
سیاسی که
در این بند
در محبوس
هستند به
نامهای زیر
می باشند:امیر
حسین حشمت
ساران،بهروز
جاوید
طهرانی،افشین
بایمانی و
علیرضا
کرمی
خیرآبادی فعالین
حقوق بشر و
دمکراسی در
ایران،
یورش طراحی
شده و
وحشیانه
به
زندانیان
سیاسی اسیر
و بی دفاع
را محکوم
می کندو
نسبت به
جان آنها
هشدار می
دهد. و از
کمیسر عالی
حقوق بشر
سازمان ملل
خواهان
دخالت فوری
برای نجات
جان
زندانیان
سیاسی در
ایران است. فعالین
حقوق بشر و
دمکراسی در
ایران 13
اسفند 1387
برابر با 03
مارس 2009 د: 3/2/09 حکم دو سال زندان برای یک فعال آذربایجانی در تبریز دادگاه تجدید نظر استان آذربایجانشرقی ایرج حسنی از فعالین آذربایجانی در تبریز را به تحمل دو سال حبس تعزیری محکوم نمود. ایرج حسنی در سالگرد اعتراضات مردمی بر علیه روزنامه ایران در خرداد ماه ۱۳۸۷ در تبریز بازداشت و پس از مدتی به قید وثیقه از زندان آزاد شد. پیش از این شعبه ۱۱۰ دادگاه جزائی تبریز به ریاست قاضی حسنی را به اتهام اخلال در نظم و آرامش عمومی از طریق شرکت در تجمع غیر قانونی به تحمل چهار ماه حبس تعزیری و تحمل سی ضربه شلاق محکوم نموده بوداما دادگاه تجدید نظر طی حکمی مجازات شلاق وی را لغو و حبس تعزیری وی را از چهار ماه به دو سال افزایش داده است. اخبار رسیده حاکی است مامورین اجرای احکام دادسرای تبریز روز یکشنبه ۱۱ /۱۲/ ۱٣٨۷ ٬ با در دست داشتن حکم جلب به منزل پدری حسنی مراجعه و وی را با خود به شعبه سوم اجرای حکام بردند. به گفته پدر ایرج حسنی مامورین شعبه سوم اجرای احکام بعد از انجام انگشت نگاری وابلاغ شفاهی حکم صادره به فرزندش وی را آزاد کردند. این در حالی است که اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی هرگونه تجمعی را به شرطی که مخل مبانی اسلام نباشد آزاد دانسته است اما شرکت کنندگان در تجمع سالگرد اعتراضات مردمی بر علیه روزنامه ایران به حبسهای طولانی مدت محکوم می گردند. 2/28/09 نگرانی شدید از وضعیت فرزاد کمانگر ر روزهایی که فشار بر دانشجویان و فعالین مدنی و سیاسی بیش از همیشه شده و اربابان قدرت در نزدیکی انتخابات دست به هر کاری میزنند، عدهیی در دستگاه قضایی یاد خاطرات گذشتهی خود را در دههی 60 زنده میکنند و اعدام نمایشی ترتیب میدهند. ناقضان حقوق بشر، فرزاد کمانگر، معلم محکوم شده به اعدام را از دوشنبهی هفتهی گذشته بدون اطلاع قبلی به وی و خانواده و وکیل وی از زندان رجایی شهر کرج خارج میکنند تا به قصد اجرای حکم به زندان اوین ببرند. عوامل امنیتی و قضایی با سوء استفاده از معطوف شدن افکار عمومی به اخبار گستردهی نقض حقوق بشر و با سوءاستفاده از موقعیت موجود، دست به اقدامی غیرانسانی زده و فرزاد کمانگر را پنج روز تمام در زیر فشار حکم اعدام قرار میدهند. این در حالیاست که بیگناه بودن فرزاد کمانگر بر خود دستگاه قضایی و مسئولان پرونده محرز شده است. هرچند فرزاد کمانگر در حال حاضر در بند عمومی زندان اوین به سر میبرد و از فشارهای این پنج روز اخیر در مورد وی خبری نیست، اما با توجه به روندی که مسئولان امنیتی و قضایی در ماههای اخیر در مورد فعالین مدنی و سیاسی در پیش گرفتهاند و زندانیان سیاسی را مورد فشارهای گوناگون قرار دادهاند، نگرانی در مورد وی همچنان ادامه دارد. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن ابراز نگرانی و اعتراض شديد به برخورد غيرقانوني و غیر انسانی با اين فعال حقوق بشر، نگراني عميق خود از را وضعيت فرزاد کمانگر و شرايطي که دستگاه امنيتي در قبال نامبرده در پيش گرفته است اعلام میکند؛ وزارت اطلاعات و دستگاه قضایی باید هرچه سریعتر این معلم زندانی و فعال حقوق بشر را از زندان آزاد کند و اجازه دهد او از حقوق قانونی و انسانی و شهروندی خود استفاده کند. همچنين اين مجموعه خواستار توجه سازمانهاي حقوق بشري و فعاالان حقوق بشر نسبت به وضعيت به شدت نگران کنندهی فرزاد کمانگر است. دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تهران – شنبه، 10 اسفند ماه 1387 2/28/09 کمیسیون عفو و بخشودگی قوه قضائیه با پیشنهاد محمود هاشمی شاهرودی برای توقف حکم یک زن محکوم به سنگسار مخالفت کرد. اشرف ک. به اتهام زنا و همدستی در قتل درسال 1380 دستگیر و یک سال بعد به 15 سال زندان و سنگسار محکوم شد. پنج سال پس از صدور این حکم، محمود شاهرودی، رییس قوه قضائیه درسال 1385 با بررسی پرونده متهم، دستور داد حکم سنگسار او متوقف شود و درعوض حکم 15 سال زندان برای او اجرا شود. شادی
صدر، وکیل
مدافع
متهم
اعلام کرد
کمیسیون
عفو و
بخشودگی
قوه
قضائیه پس
از گذشت
دوسال از
دستور
شاهرودی،
با این
دستور
مخالفت
کرد و رای
به اجرای
سنگسار
داد و
اکنون
احتمال
دارد حکم
سنگسار
درمورد
اشرف ک.
اجرا شود. حکم سنگسار به جای زندان برای یک مرد متهم به زنا، پنجشنبه هفته گذشته اول اسفند در ساری اجرا شد. اگر حکم سنگسار این اشرف ک. هم اجرا شود، حکم زندان بار دیگر به سنگسار تبدیل خواهد شد. اکنون این پرسش مطرح شده است که چرا کمیسیون عفو و بخشودگی دو سال پس از پیشنهاد عفو رییس قوه قضائیه، بار دیگر بر اجرای حکم سنگسار تاکید کرده است. علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضائیه مرداد امسال با اشاره به ابلاغ پیشنهاد عفو رییس قوه قضائیه و توقف اجرای سنگسار، تاکید کرده بود که «حکم در مورد تمام کسانی که نسبت به آنها صادر شده، موقوفالاجرا است.» در ماه اسفند 1386 مکرمه ابراهیمی که به سنگسار محکوم شده بود، به پیشنهاد قوه قضائیه از سوی مقام رهبری بخشوده شد. حذف در گرو حذف برخی وکلای مدافع حقوق زنان میگویند حذف مجازات سنگسار در گرو حذف آن از قانون مجازات اسلامی است. مردان و زنانی که متهم به انجام «زنا» شدهاند، به استناد قانون مجازات اسلامی به «حد شرعی» سنگسار محکوم میشوند. به
گفته
کارشناسان
حقوقی،
اجرای حکم
سنگسار
فراتر از
دستور
رییس قوه
قضائیه،
به دلیل
نگاه
مسئولان
اجرای
احکام است،
بنابراین
تفویض
اختیار به
دادستان
به اجرای
حکم
سنگسار
سرعت میدهد. «کمپین قانون بیسنگسار» در ایران پس از دستور هاشمی شاهرودی و با حمایت مدافعان حقوق زنان از سال 1385 شروع به کار کرد. عفو بینالملل ابراز نگرانی کرده است که لایحه جدید مجازات اسلامی هم نمیتواند از اجرای حکم سنگسار جلوگیری کند، زیرا اجرای آن دردست دادستانهای محلی است. حکم
سنگسار خود
به سر می برد.
26/8/87 ضرب و
شتم و انتقال
آيت الله
بروجردي به
محلي
نامعلوم مجموعه
فعالان حقوق
بشر در ایران ضمن
مبهم بودن
دلايل يورش
گارد ضد شورش
به اين بند و
ضرب و شتم
آيت الله
بروجردي
مطلعان از
احتمال
اجراي حکم
تبعيد ايشان
به زندان
مرکزي يزد
خبر مي دهند. تا
کنون هيچ
خبري از
سرنوشت
ايشان در دست
نمي باشد و
خانوده
ايشان در
نگراني از
سرنوشت آقاي
بروجردي به
سر مي برند. چهار
فعال سياسي
کرد به اعدام
و زندان
محکوم شدند روستاي
هندوان از
توابع شهر
خوي استان
آذربايجان
غربي در حدود
هفت ماه پيش
صحنه درگيري
پارتيزانهاي
حزب حيات
آزاد
کردستان (پژاک)
و نيروهاي
سپاه
پاسداران
بوده است. سهشنبه
28 آبان 1387
خبرگزاری
ديدهبان
حقوق بشر
كردستان: صبح
امروز
مأموران
امنيتی با
مراجعه به
منزل بهمن
توتونچی در
سنندج اقدام
به بازداشت
وی نمودند. يكی
از اعضای
خانواده اين
روزنامهنگار
كُرد با
اعلام اين
خبر به
خبرگزاری
ديدهبان
حقوق بشر
كردستان گفت:
ساعت هفت صبح
امروز هشت
مأمور با
مراجعه به
منزل ما ضمن
بازرسی و
تفتيش منزل
بهمن را
دستگير كرده
و با خود
بردند. وی در
مورد اينكه
آيا مأموران
حكم جلب آقای
توتونچی را
داشتند میگويد:
يكی از
مأموران
برگهای را
كه فكر میكنم
حكم جلب وی و
بازرسی منزل
بود به بهمن
نشان داد و
پس از آنكه
در تفتيش
منزل هيچ
چيزی
نيافتند
دستگاه
رسيور
ماهواره و
چند برگ از
مقالات بهمن
را همراه خود
بردند. عضو
خانواده
توتونچی با
اظهار بیاطلاعی
از محل
انتقال اين
روزنامهنگار
كُرد میافزايد:
مأموران در
مقابل پرسشهای
ما مبنی بر
علت بازداشت
و محل انتقال
بهمن سكوت
كردند و با
عجله اقدام
بازرسی منزل
و بازداشت وی
نمودند به
گونهای كه
حتی اجازه
داده نشد تا
ايشان لباس
خوابش را عوض
كند و عينكش
را همراه خود
ببرد. سه
تن از اعتصاب
کنندگان زن
روانه
سلولهای
انفرادی
شدند کمیته
حمایت از
اعتصاب غذای
سراسری
زندانیان
سیاسی و مدنی
کرد: لازم
به یادآوری
ست ،که روناک
صفازاده ،دانشجووفعال
زنان ،سال
گذشته در17مهرماه
به اتهام
همکاری با
کمپین یک
میلیون امضا
،درمنزل
دستگیر شد .درست
27روزبعد
هانا عبدی را
نیزکه
ازفعالان
جنبش زنان
است ،به همین
اتهام
دستگیرکردند
.ازآن جا که
درایران
فعالان جنبش
های مدنی
وزنان
ودانشجویان
همیشه با
انگهای
گوناگونی از
جمله "اقدام
علیه امنیت
ملی " روبه رو
هستند ،روناک
وهانا
نیزازاین
اتهامات
مبرا نبودهاند
. چندی
طول نکشید ،که
دررسانه های
دولتی ــ
کیهان
واطلاعات ــ
باتیتر بزرگ
نوشته شد ،2نفرتروریست
دستگیرشد؛واین
درحالی
بود،که
هنوزمراحل
بازجویی
روناک وهانا
به اتمام
نرسیده
وآنها هم
چنان
دربازداشتگاههای
نیروهای
امنیتی
بودند. پس
از گذران
پروسه ا ی
طولانی ،آزار
وشکنجه های
روحی و روانی
،هانا
وروناک را به
زندان مرکزی
شهر سنندج
انتقال داده
و دردادگاه
بدوی هانا به
اتهام
همکاری و
تبانی با
روناک به
تحمل یک سال
زندان در
سنندج و
چهار سال
زندان همراه
با تبعید به
شهرستان
مرزی "گرمیه
" محکوم شد . اما
روناک پس از
گذران یک سال
هنوز
بلاتکلیف
ودروضعیتی
نامشخص
درزندان
مرکزی سنندج
به سر می برد . خانم
فاطمه
گفتاری نیز
که
دبیرکمیته
زنان صلح
انجمن بود .به
بهانه پی
گیرهای
مستمرپرونده
ی فرزندش (
یاسرگلی)
دستگیر شد ،
اونیزپس
ازدستگیری
به اتهام "اقدام
علیه امنیت
ملی وهمکاری
با
اپوزیسیون
های سیاسی
کُرد روانه
زندان سنندج
شد. آخرین
گزارشات
فعالان
کمیته از
سنندج حاکی
از وخامت حال
این سه فعال
زنان و اصرار
آنان
برادامه
اعتصاب
غذاست. 4
اکتبر 2008 خالد
هردانی به
هفت سال
زندان محکوم
شد کميته
دانشجويی
دفاع از
زندانيان
سياسی
خالد
هردانی زندانی
امنيتی که
در زندان
رجائی شهر
( گوهر
دشت کرج)
به سر
می برد
پس از
حضور در
شعبه شش
دادگاه اجرای
احکام دادگاه
انقلاب مطلع
شد که
در دادگاه
اهواز به
صورت غيابی
به هفت
سال زندان
و تبعيد
به شهرستان
خاش محکوم
شده است
. وی
در تماس
تلفنی از
داخل زندان
اظهار داشت
که به
دليل فعاليت
در داخل
زندان و
همچنين درخواست
از نهادهای
بين المللی
برای بازديد
از زندان
های جمهوری
اسلامی مسئولين
زندان برای
وی پرونده
سازی می
کنند. 21
سپتامبر 2008 تهدید به
حذف فیزیکی
یک زندانی
سیاسی در
زندان
گوهردشت بنابه
گزارشات
رسیده از
زندان
گوهردشت کرج
، زندانی
سیاسی منصور
رادپور پس از
مدتی زندانی
بودن در
سلولهای
انفرادی بند
سپاه زندان
گوهردشت
دوباره به
شکنجه گاه
مخوف بند 1
منتقل گردید.او
در حال حاضر
در سلولی که
زندانیان
عادی و
خطرناک
مبتلا به
بیماریهای
روحی شدید
هستند قرار
داده شده است
که جان این
زندانی را در
معرض خطر جدی
قرار داده
است .آقای
رادپور به
دستور علی
محمدی معاون
قضلئیه
زندان
گوهردشت به
این سلول
انتقال
یافته است.علی
محمدی او را
تهدید کرده
است،" که
نخواهم
گذاشت تو از
این بند زنده
بیرون بیایی
" همچنین
به آقای
رادپور
اعلام گردید
که محکومیتش
از 3 سال به 8
سال زندان
افزایش
یافته است.
این پرونده
سازی پس از
انتقال به
شکنجه گاه
بند 1 و
شکنجۀوحشیانه
او صورت
گرفته است ،که
در اثر این
شکنجه ها
آقای رادپور
از ناحیه سر
و دست دچار
شکستگی
گردیده و
همچنان بدون
درمان در
زندان
نگهداری می
شود. شکنجه
گران به این
اکتفا نکرده
اند و
با شیوه
جدیدی که
علیه چند
زندانی
سیاسی بکار
برده اند و
از جمله آنها
آقای بهروز
جاوید
طهرانی،علیجان
گرایی،محسن
گرایی و
اخیرا آقای
رادپورمی
باشند.
شکنجه گران
پس از شکنجه
وحشیانه ،علیه
آنها اقدام
به شکایت و
پرونده سازی
کرده اند که
این پرونده
ها در شعبه
ای از دادگاه
انقلاب کرج
که در دست
بازجویان
وزارت
اطلاعات می
باشد مورد
رسیدگی قرار
می گیرد و
اقدام به
صدور احکام
سنگین نموده
اند. لازم به
یادآوری است
که آقای
منصور
رادپور 14
مرداد ماه
دراعتراض به
شرایط غیر
انسانی و
رفتارهای
وحشیانه با
زندانیان
سیاسی اقدام
به اعتصاب
غذا نمود و
در سومین روز
اعتصاب غذای
خود 16 مرداد
ماه او را به
سلولهای
انفرادی بند
1 که محل
شکنجه
زندانیان
است انتقال
دادند. آقای
رادپور مدتی
را در
سلولهای
انفرادی بند
سپاه زندان
گوهردشت کرج
بسر برد .شرایط
این بند
همانند بند 209
اوین می باشد
و در کنترل
بازجویان
وزارت
اطلاعات است.
بازجویان
وزارت
اطلاعات
مستقر در بند
سپاه و
افرادی
مانند علی
حاج کاظم
رئیس زندان
که او شخصا
در اجرای حکم
اعدام و
شکنجه
زندانیان،
تشکیل
باندهای
مافیائی در
زندان،ورود
مواد مخدر،
حذف فیزیکی
در زندان و
موارد متعدد
نظارت دارد،
علی محمدی
معاون
قضائیه
زندان که در
شکنجه،تشکیل
بانهای
مافیایی در
زندان، وارد
کردن مواد
مخدر به
زندان،
اخاذی از
زندانیان
اخیرا علیه
او پرونده ای
در دادگاه
کرج تشکیل
شده است
بخاطر تقسیم
نکردن
اخاذیها بین
سایر
مسئولین
زندان ،کرمانی
رئیس حفاظت و
اطلاعات و
معاون وی
نوید خدیوی
اینان شخصا
زندانیان
سیاسی منتقل
شده به بنده 1
را مورد
شکنجه قرار
می
دهند،همچنین
وارد
کنندگان
مواد مخدر به
زندان و اذیت
و آزار مستمر
زندانیان ،
خادم رئیس
بند 1 و شکنجه
گاهی که در
آن قرار دارد.این
فرد همراه با
علی حاج
کاظم،علی
محمدی،کرمانی
و نوید خدیوی
با ایجاد
شبکه
دوربینهای
مدار بسته در
شکنجه گاه
نوع موثر
شکنجه را
علیه زندانی
ابداع و بکار
می برند.خادم
رئیس قبلی
حفاظت و
اطلاعات که
به دلیل فساد
اخلاقی و
تجاوز به یک
زن پاسدار
زندانبان که
منجر به
بارداری شدن
وی گردید از
این سمت بر
کنار و به
ریاست بند 1
شگنجه گاه
زندانیان
منصوب
گردیده.
محمود
مغنیان رئیس
بند 4 زندان
گوهردشت که
از مجریان
حملات خونین
علیه
زندانیان
سیاسی و
همچنین
آخریان رئیس
بند 2 زندان
که در شکنجه
و اذیت وآزار
زندانیان
مستقیما نقش
دارد.اعمال و
رفتار این
افراد از
مصادیق بارز
جنایت علیه
بشر است و
زندانیان
سیاسی
شاهدینی
هستند که می
توانند بر
انبوه
جنایتهای
آنها در هر
کجای جهان
گواهی دهند. فعالین
حقوق بشر و
دمکراسی در
ایران،
انتقال به
سلولهای
انفرادی،شکنجه
وحشیانه ،و
صدور احکام
سنگین زندان
علیه
زندانیان
سیاسی
که در زندان
بسر می برند
را محکوم می
کند.و از
مراجع بین
المللی و
سازمانهای
حقوق بشری
خواستار
رسیدگی
به پرونده
جنایت این
رژیم علیه
زندانیان
سیاسی در
ایران است . ۲۰
سپتامبر
۲۰۰۸
9/18/2008
بازداشت دسته
جمعی اعضای
انجمن صنفی
معلمان تهران
وشهرستانها
توسط نیروهای
امنیتی درتهران. تعدادی
از معلمان
معترض
درتهران
توسط
نیروهای
امنیتی
وانتظامی
بازداشت و
موردضرب
وشتم
قرارگرفتند.
تهدید
وبازداشت
نمایندگان و
اعضای صنفی
معلمان
درآستانه
بازشدن
مدارس
درتهران
وشهرستانها
توسط وزارت
اطلاعات و
حراست ادراه
آموزش
وپرورش به
منظورممانعت
از تجمعات
گسترده
معلمان
درسراسر
کشور توسط
نیروهای
امنیتی
ادامه دارد. نیروهای
اطلاعاتی
وامنیتی با
تعرض به جلسه
کانون صنفی
معلمان
درتهران
دهها نفر
ازمعلمان را
بازداشت
ومورد ضرب
وشتم
قراردادند. جلسه
امروزمعلمان
به منظور
بررسی
مشکلات
ومعضلات
صنفی وحقوقی
معلمان
برگزارگردیده
بود که توسط
نیروهای
امنیتی مورد
تعرض قرار
گرفت. همه
بازداشت شده
گان ازاعضای
صنفی معلمان
درتهران
ودیگرشهرستانها
هستند. طبق
آخرین خبرها
تهدید تلفنی
و احضار
تعدادی دیگر
ازمعلمان
درتهران
وشهرستانها
توسط ستاد
خبری وزارت
اطلاعات
ادامه دارد.
تعدادی
ازمعلمان
درسنندج،
همدان،
کرمانشاه
وشیراز به
ستاد خبری
احضارشده
اند. برخی
ازدستگیرشده
گان
واحضارشده
گان کسانی
هستند که
درسالهای
گذشته به
اتهام شرکت
درتجمعات
واعتراضات
معلمان
چندین بار
بازداشت
ومورد
بازخواست
ومحاکمه
قرار گرفته
اند. اسامی
تعدادی از
بازداشت شده
گان به شرح
ذیل است:
اسماعیل عبد
ی - مهدی نیک
نژاد-پیمان
نودینیان -
محمود دهقان-
محمدتقی
فلاحی-
مسعودزینال
زاده-علی
صفرمنتجبی-احمدسوری-عباس
معارفی- مهدی
بهلولی- علی
اکبرباغانی-
رمضانی- از
استان تهران
- توفیق
مرتضی
پورازتبریز-
مصطفی
سپهرنیا
ازکاشان-
حمیدحمیدی - دارابی
- محمد
قهرمانی و
بهرام
اسلامی از
شهرستان
ابهر- سماجت
از شیراز-اسماعیل
ریحانی
ورضاحاتمی
از
کردستان،محمدحسن
داودی از
میاندوآب. محمود
بهشتی،مجتبی
ابطحی،ستارزارعی،نورالله
برخوردار،
نادر قدیمی ،فروزانفر،گودرز
شفیعیان و.....
هیچگونه
خبری دردست
نیست. شاهدان
می گویند که
پیمان
نودینیان در
هنگام
دستگیری
مورد ضرب و
شتم ماموران
امنیتی قرار
گرفته و با
زور وارد
خودروی
نیروهای
امنیتی شده
است. پیمان
نودینیان
فعال مدنی
وبنیانگذارانجمن
صنفی معلمان
استان
کردستان است. تعدادی
ازدستگیرشده
گان درورودی
مترو
دانشگاه علم
وصنعت
بازداشت
وتعدادی
ازآنها در
محل برگزاری
جلسه انجمن
صنفی معلمان
سراسر کشور
بازداشت شده
اند. خبرهای
تکمیلی
بزودی
درسایت
انجمن دفاع
اززندانیان
وحقوق بشر
ایران درج
خواهد شد. آزاد
زمانی-
سخنگوی
انجمن دفاع
اززندانیان
سیاسی وحقوق
بشر ایران.
|